اصلي ترين كار آموزش و پرورش، اول تربيت معلم است و بعد تربيت محصل. اين ها هم امكان ندارد، مگر اين كه بارهاي اضافي را از شانه هاي وزارت آموزش و پرورش برداريم و او را به سمت وظايف اصلي اش سوق بدهيم. اولاً آموزش و پرورش وسيع تر از آن است كه يك وزير بتواند اداره اش كند. آموزش و پرورش بايد به دو وزارت خانة آموزش عمومي(تا سوم راهنمايي و به صورت رايگان) و آموزش شغلي يا حرفه اي (يعني دورة متوسط با شرط و شروط مربوط به هزينه ها) تقسيم شود و هيچ كاري هم به ساختن مدرسه و تعمير و نگه داري و تجهيز آن ها نداشته باشد. اين ها كار وزارت مسكن يا شهرداري و امثال آن است. مگر 17ميليون بچه، متعلق به آموزش و پرورش هستند كه درگير همه چيز آن ها بشود؟ ساختن مدرسه و تجهيز و تعمير و نگه داري آن را به شهرداري ها بدهند و بهداشت و ورزش مدارس را هم وزارت بهداشت و درمان و سازمان تربيت بدني به عهده بگيرد تا مسئولان آموزش و پرورش فارغ از اين دغدغه ها به تربيت معلم و تأمين مواد درسي و آموزشي صحيح بچه ها بپردازند.. تأمين خانه براي معلم هم به عهدة همان كساني است كه توقع دارند معلم، بچه هايشان را تربيت كند. آن وقت شهرداري ها و وزارت مسكن مي توانند در كنار هر چند مجتمع مسكوني، يك مدرسه و در كنار هر مدرسه، چند واحد خانة سازماني براي معلمان بسازند و ابتدايي ترين نياز مربيان جامعه را فراهم كنند. در اين صورت سازمان عريض و طويل و كم تحرك آموزش و پرورش، سبك مي شود و قدرت حركت پيدا مي كند. چه كسي گفته است يك سوم جمعيت كشور را بدهيم به يك وزير يا وزارتخانه و بعد نتوانيم كمكش كنيم و مدام بگوييم شما زياد هستيد و نمي توانيم تغذيه تان كنيم! مدير بيچاره نمي تواند با سرانة سه تا پنج هزار تومان، مدرسه اش را اداره كند و پول آب و برق و تلفن و گازمدرسه اش را هم تأمين كند تا چه رسد به تعمير و نگهداري مدرسه، پس مجبور است كه به عناوين مختلف از اولياي دانش آموزان پول بگيرد، حتي اگر هر سال وزير محترم بخشنامه كند كه جرم است!
هومن 83
طنز اجتماعي
+ نوشته شده توسط هيوا در شنبه بیست و هشتم بهمن 1385 و ساعت
11:19 |

