چند روزيه گاز ما هم قطع شده و بي گاز مانده ايم چه كار كنيم.
ساليان قبل يادم مي آيد بسياري ازمردم پيت نفت به دست در صف گرفتن نفت ساعت هاي متمادي مي ايستادند و چه بلواها و دعواهايي كه رخ نمي داد و كلي مي خنديديم !!! سرگرم بوديم!!! روزگار رفت و رفت تا كه به پارسال رسيديم ، همه جا صحبت از گازكشي منازل بود ،مي گفتند قراره سوخت عوض بشه و عوض نفت گاز بياد كه هم كم مصرف و بدون هزينه هاي اضافي است وهم مشكلات نفت را ندارد .
گاز كشي منازل شروع شد و مردم در گاز كشي منازل از هم سبقت مي گرفتند و هرچي بشكه نفت و پيت و ... بود همه را يا حاتم طايي وار به فقرا دادند و يا به قيمت نازلي فروختند و منتظر كه تا كي چشمشان به جمال گاز روشن خواهد شد !!! مدتي نگذشت كه گاز آمد ، مردم كه از دردسر و مشكلات نفت تا حد زيادي راحت شده بودند ، فندك زده و شير گاز را باز مي كردند و كنار گرماي سحر انگيز ش لم داده و لذت مي بردند ، اين يك ور قضيه بود چرا كه مدتي گذشت و به زمستان رسيديم و سرما چهره وحشتناك خود را نشان داد و زمستان 83 زمستان سختي بود و سرما بيداد مي كرد و شدت سرما به حدي بود تا جايي كه مناطقي بودند مثل شمال كشور كه برف و بوراني اين چنيني به خود نديده بودند و حتي به مدت چندين روز آب و برق و گاز رشت و لاهيجان و شهرهاي دور و بر قطع بود و مردم در مضيقه ، در اين هاگير و واگير گاز منطقه ما هم قطع شد !!! آنچه فوت و فن بود و آنچه مي دانستيم و نمي دانستيم براي اينكه گاز دوباره روشن بشه سر لوله هاي بيچاره گاز امتحان كرديم ، چه فوت هاي كه برسوراخ رگلاتور نكرديم و .... ولي نه معلوم بود اين تو بميري از آن تو بميري ها نيست و گاز 10- 15 روزي كامل قطع شد ، مردم كه تمام امورات منازل خود را گازي كرده بودند و گاز فر و بخاري ها ، آبگرمكن و سماورو... همه گازي و مانده بوديم چه خاكي بر سرمان كنيم !!!! افسوس آن همه وسايل نفتي را مي خورديم كه مفت و مجاني از دستشان داديم !! ولي ديگرنمي شد كاري كرد ، در اين گير و دار بعضي روزها بعضي از مناطق ته مانده گازي كه در لوله بود در لوله هايشان سرازير مي شد و به گمان اينكه گازآنها دوباره روشن شده است ، شروع مي كردند به رقص و پايكوبي و ..!!و همسايه هاي ديگر كه اين روشني گاز موقت را مي ديدند ، جلدي مي رفتند سراغ لوله گاز بيچاره و با هرچي كه در توان داشتند ،سوراخ رگلاتور را مي مكيدند تا اون ته مانده گاز به جاي خانه همسايه به خانه خودشان سرازيرشود . عمل به حديث ( الجار ثم الدار ) در اينجا بسيارخوب و خداپسندانه اجرا مي شد !!!!!! تا چند روز اول اين ترفند مردم بود و وقتي از آن خيري نديدند ، رهايش كردند . ترفند ديگر مردم اين بود كه بو مي كشيدند ببينند چه كسي وسايل نفت سوز خود را محفوظ كرده است و او را مي يافتند به هر شيوه و تدبيري بود يكي از وسايل را ازش درخواست مي كردند ، اگه مي داد كه هيچي در غير اين صورت به زور رودربايستي مي گرفتند ، ولي تمام مردم كه نمي توانستند چنين كاري بكنند و وسايل محدود بود !!!! و مجال هنر نمايي مردم و افراد فرصت طلب را گرفته بود !!!! چند نفري هم رفته بودند تعداد زيادي چراغ علاءالدين قديم از اطراف و اكناف آورده بودند و به چند برابر قيمت مي فروختند !!! ( حالا مي گويند مغز ملت كار نمي كند !!! ) در بين چراغ ها مي توانستي مال دوران قاجاريه و ماقبل از آن را هم پيدا كني!!! ، خلاصه براي خودش موزه اي بود و داستاني داشت !!عده اي از مردم كه هيچ سوختي در خانه نداشتند ، دست به ابتكار جالبي زده بودند و آن اين بود كه در بين فاميل جستجو مي كردند و آن كسي را كه ذره اي نفت داشت شناسايي مي كردند و با وجود اينكه ساليان سال بود با هم حرف نداشتند و يا با هم ارتباط نداشتند، يك طرفه آتش بس موقت برقرار مي كردند و جماعت خانواده همگي با هم به كوچي زمستاني دست مي زند و مثل سپاهيان مغول بر سر خانواده بدبختي كه از بخت بدشان مقداري نفت ذخيره كرده بودند ، آوار مي شدند و چند شبانه روز را در خانه همان فاميل اتراق مي كردند و گل مي گفتند و گل مي شنيدند !!!!!!!
( اصطلاحا صله رحِم به جاي مي آوردند !!!)
خلاصه خدا رحم كرد و هر جوري بود ما اين 10-15 روز وحشتناك را سپري كرديم ، 10-15 روزي كه واقعا كار و زندگي همه مردم فلج شده بود ، حالا تاريخ داره براي ما تكرار ميشه و بي گاز هستيم، چون همه وسايلمون را گاز سوز كرده ايم ، ناي حركت نداريم. حالا مي گويم :
خوشا به حالت چراغ نفتي ... خدا وكيلي وقتي نفت بود اين همه دنگ و فنگ و آوارگي نداشت!!!!!!

