تا قبول نشي ولت نمي كنم !!!!!!!!
هر ساله در سيستم عريض و طويل آموزش و پرورش هزينه هاي زيادي صرف برگزاري امتحانات مي شود و مي دانيد كه در چندين نوبت امتحان برگزارمي شود و شانس قبولي دانش آموز تجديدي در يكي از اين مراحل بسيار زياد است و ممكن نيست قبول !!!! نشود.
در پايان امتحانات هم طبق معمول همه ساله درصدهايي در هر درسي گرفته مي شود كه مثلا در اين درس 100% قبولي داشته ايم و به به و چه چه هاي بسيار !!! اما متاسفانه كسي نيست بررسي كند و ببيند كيفيت اين درصدهاي قبولي چه اندازه است ؟ آيا 100% قبولي مي تواند نشان دهد دبير مربوطه شيوه كلاسداري ، نحوه ارزشيابي ، رفتار و برخوردش با دانش آموزان ، سطح معلوماتش و.... دهها مورد ديگر ، چگونه بوده است ؟ اين موضوع نياز به كنكاش و بررسي بسيار زيادي دارد كه در اين مقال نمي گنجد.
به طور مرتب از دانش آموزان در موارد بسيار امتحان گرفته مي شود تا جايي كه اهميت و جايگاه امتحان به طور كلي لوث شده و دانش آموز مطمئن مي شود اگر در اين يكي نوبت قبول نشد ، نوبت با دوره ديگري وجود دارد و به راحتي مي تواند شركت كرده و قبول شود .به عنوان نمونه در كلاسهاي تابستاني چه معجزه اي صورت مي گيرد كه دانش آموزي كه يك سال مرتب به مدرسه مي آيد و مي رود و اين همه آزمون و امتحان و پرسش كلاسي و ... به عمل مي آيد ولي باز هم قبول نمي شود؟!!! و چگونه است در يك ماه كلاس تابستاني در همان درس نمره بالايي مي گيرد و قبول مي شود ؟!!!!! آيا جز اين است كه ما داريم دانش آموزان را براي قبول شدن به جلو هل مي دهيم ؟!!!!!!
آيا قبول شدن اوج اهداف آموزشي ما بايد باشد؟ دانش آموزي كه چيزي ياد نگرفته قبول شود كه چي بشه؟ فردا همين افراد در جامعه امور را به دست مي گيرند و ديگر افراد جامعه را دچار هزاران مشكل مي كنند . در كدام گلوگاه بايد جلو جمعيت بي سواد بايد گرفته شود؟!! چرا كه مطمئن باشيد به علت اينكه سيستم آموزشي ما بيمار است ، اين افراد روز به روز رشد بيشتري كرده و ........
اما در مورد امتحانات ، دانش آموزي داشتيم به نام منصور ، در طول سال تحصيلي به هيچ وجه دل به درس نمي داد و نوبت اول 10 تجديد آورد و هر كاري كرديم علاقمند شود و يه تكاني به خودش بدهد ، ممكن نشد كه نشد!!! امتحانات نوبت دوم برگزار شد و منصور 9 تجديد آورده بود ، روزي كه كارنامه مي دادند منصور سروكله اش پيدا شد ، جرات نداشت پدرش را بياورد ، دلمان به حالش سوخت و بهش اطلاع داديم 9 تجديد دارد !!! برخلاف انتظارمان نه تنها ناراحت نشد بلكه لبخندي گوشه لبانش نقش بست!!!! خيلي تعجب كردم ، در همان محيط دفتر دانش آموزي داشت به خاطر اينكه 1 تجديدي آورده بود ، گريه مي كرد ولي منصور عين خيالش نبود و وقتي پرسيدم منصور چه كار مي كني ؟چه جوري با اين تجديد ها كنار مي آيي؟
گفت : مشكلي نيست ؟!!!!
گفتم چطور مشكل نيست ؟ 9 تجديد مگه شوخيه ؟!!!
گفت : از اين 9 تجديد ، سه تا شو در مرداد ماه كلاس جبراني مي رم !!!، سه تاشو مي ذارم براي شهريور !!!
گفتم : خب اين شش تا ، سه تا ديگه مونده !!!
گفت: دو تاي ديگه رو ماده 18 شركت مي كنم !!!!
گفتم : 1 تجديدي كه باقي مي مونه؟!!!
گفت: تا اون وقت خدا بزرگه حتما يه ماده اي ، تبصره اي مي ياد و به سلامتي قبول ميشم !!!!!!!!!
منصور از دفترمدرسه بيرون رفت و ما را انگشت به دهن تنها گذاشت!!!!

