دلشدگان (1371)
"دلشدگان" تنها فیلم علی حاتمی است که "موسیقی متن" به معنی واقعی و استاندارد را دارد و مدیون حضور یک آهنگساز با استعداد است که فهم کاملی از فیلم و موسیقی فیلم دارد؛ حسین علیزاده، نوازنده تار و سه تار و آشنا به سنت موسیقایی قاجار، در این فیلم ممارست ها و توانایی های خود را نشان داده است. در صحنه هایی، برشهایی کوتاه از تارنوازی به شیوه قاجار میشنویم و در بعضی برشها، لحن و روش علیزاده را، هم در نوازندگی و هم در ارکستر نویسی. تعدادی از شاگردان قدیمی او به عنوان نوازنده و سیاهی لشگر با لباس مخصوص آن دوران در فیلم حاضر شدند؛ از جمله جهانشاه صارمی که از شاگردان قدیم علیزاده و لطفی است و اکنون سرپرست گروه "نهفت" است.
دو نکته شایسته تامل است؛ اول، آوازی که محمدرضا شجریان به تنهایی در فیلم میخواند و انصاف را که از بهترین خوانده های اوست (گویا صبح روزی در کوهستان با هوای بارانی، به کمک یک ضبط صوت دستی آنرا ضبط کرده است) دوم، موقعیت شناسی عالی علیزاده از لحظات مناسبی که تصویر با موسیقی جفت میشود و تاثیر میگذارد. شجریان در آن فیلم، عمدا" از لب خوانی به شیوه فردین و ایرج خودداری کرد و علیزاده نیز محدوده کار را بر ساخت و ترانه و ضربی قرار نداد، بلکه موسیقی فیلم را به عنوان "هنر" در نظر گرفت و با هوشمندی نوشت و اجرا کرد.
طرح زیبای روی جلد نوار و پوستر فیلم نیز از یادنرفتنی است. زیرا با عناصر موسیقییایی انباشته شده است؛ از جمله یک گرامافون بوقی، نماد موسیقی عصر تجدید در ایران و نماد نوستالوژیک در فیلمهای ایرانی؛ این طرح را زنده یاد مرتضی ممیز کشیده و به فیلم دلشدگان تقدیم کرده بود.
سوته دلان (1356)
فیلمی متفاوت از تمام فیلمهای علی حاتمی و به عقیده نویسنده زیباترین و برازنده ترین فیلم اوست. داستان در فضای تهران جنگ جهانی دوم(1320-1325) و بعد از آن میگذرد. توانایی حاتمی در بازسازی فضاهای تهران آن روزگار، بی بدیل است و شاید آنرا بتوان با "سرب" (به کارگردانی مسعود کیمیایی و طراحی ایرج رامین فر-1367) مقایسه کرد. این فیلم نیز دارای "موسیقی متن" نیست و در عروض سراسر، انباشته از تکه های کوتاه و بلندی است که سلیقه و زیبایی شناسی خاص حاتمی در صحنه های آن گنجانده است. میدانیم که در فیلمها حاتمی با همه بار نوستالوژیک و علاقه های تاریخ گرایانه نباید به دنبال مستند سازی و بازسازی مطابق با واقعیت گشت. خود او نیز عمدتا" چنین روشی را انتخاب کرده بود و بیشتر دغدغه روایت گری خود را داشت، نه رعایت وسواس های تاریخ نگارانه و یا مستند سازی. "سوته دلان" در فضای تهران شصت سال پیش میگذرد، در حالی که با موسیقی محمدرضا لطفی و پرویز مشکاتیان انباشته شده است.
موسیقی ای که در آن زمان (1325-1320) مشابهی نداشت و عمیقا متعلق به زمان خود (1356-1350) بود؛ روایت موسیقایی از نوستالوژی هنری عصر قاجار. با این حال، تکه های انتخابی علی حاتمی روی صحنه ها، خوش نشسته و البته بیشتر شعر و کلام آن قطعات است که حمایت کننده قصه ها و غصه های پرسوناژهای فیلم (وثوقی و آغداشلو) است، نه موسیقی آن. حتی تصنیفی که مجید سه کله (بهروز وثوقی) نسخه کاغذی آن را در دست گرفته و با صدای بلند درکوچه میخواند، متعلق به سالهای دهه 1330 است. بعضی تکه های کوتاه و برشهای سریع و موثر را نیز نمیتوان از یاد برد. از جمله نوای پیانوی مشیرهمایون شهردار، هنگام برنامه رادیویی ورزش صبحگاهی، که فضای غبار و خراب زندگی مجید را نمایان میکند و اندوه عمیق آن محیط را پررنگ تر نشان دهد.
در تیتراژ فیلم، از گروه موسیقی ملی رادیو و مرکز حفظ و اشاعه موسیقی ملی تشکر شده است. کار ارکستری مشکاتیان و لطفی با صدای پریسا، روی صحنه های فیلم خوش نشسته و موسیقی و تصویر، هماهنگ عمل میکند.
درباره زندگی موسیقایی علی حاتمی میتوان چند مقاله بلند نوشت، شاید در حد یک کتاب، که برای سینما دوستان و موسیقی دوستان، میتواند قابل مطالعه باشد. زندگی موسیقایی او، در بردارنده علاقه های موسیقایی او در دهه های زندگیش، نیز سلیقه های او در فیلمهایش است. مسلما این دو از همدیگر جدا نیستند و چه بسا که هر کدام نتواند توضیح دهنده دیگری باشند.
حاتمی دیگر نیست اما خانواده و دوستانیش هستند و میتوانند از او بگویند و از علاقه های موسیقایی او، نمیدانم که آیا با نواختن سازی آشنایی داشت یا نه، اما از فیلمهایش و از دیالوگهایی که نوشته، میزان آشنایی او با سازهای، دستگاهها و آوازها و هنرمندان بزرگ موسیقی ایرانی را میتوان حدس زد.
اکنون که پژوهش درباره زندگی موسیقایی این فیلمساز دلباخته فرهنگ و سنت قاجار، تا این حد وسیع و نیازمند امکانات است، و با توجه به اندازه در نظر گرفته شده برای مقاله، چاره ای نیست جز اینکه رد پای موسیقی را در سه فیلم شاخص از او پیگیری کنیم.
حسن کچل (1349)
اولین فیلم موزیکال تمام رنگی در سینمای ایران بود که در زمان خود با اکران طولانی و استقبال پرشور روبرو شد و کارگردان جوان(26 ساله) را به شهرت رساند. یکی از منتقدین قدیمی که خود یکی دو فیلم نیز کارگردانی کرده، میگفت که علی حاتمی، اولین فیلم موزیکال ایرانی به معنی واقعی را ساخته، بدون اینکه از نمونه های خارجی –که در سینماهای تهران آنروز فراوان اکران میشدند- تاثیر گرفته باشد. به نظر میرسد که عنصر موسیقی و عنصر صحنه آرایی (دکور) در این فیلم بیشتر مورد توجه بوده تا زیباشناسی تصویری و مونتاژهای مختلف، موسیقی سراسر جاری در فیلم حسن کچل با این که عمدتا از نوع تصنیف و ضربی است، به هیچ عنوان نقش مرسوم و شناخته شده "موسیقی فیلم" را ندارد. فیلم، منظومه ای است از سلیقه های شخصی علی حاتمی در انتخاب تصاویر، قالب بندی ها، دکور و یا دیالوگ هایی که با مهارت هرچه تمامتر آنها را نوشته است. فیلم، سراسر روی دیالوگ هایی می چرخد که همه ضربی و آهنگین هستند؛ و داشتن آنها مهارت و ذوق بسیاری می خواهد.
"حسن کچل" ضربی بیشتر بدون ملودی هستند و تاکید آنها روی ریتم است. اجرای دشوار و روان و زیبای آنها را با تنبک استاد زنده یاد امیر بیداریان (1311-1374) میشنویم. گروه باله پارس به سرپرستی استاد عبدالله ناظمی نیز در طراحی رقصهای آن مشارکت داشته است. خوانندگان آن نیز عهدیه بدیعی، کورس سرهنگ زاده و مهتاب (؟) بودند. صدای عهدیه را با چهره کتایون (چهل گیس) میشنویم. چهار آهنگساز معروف آن زمان نیز با علی حاتمی در این فیلم مشارکت کرده اند: اسفندیار منفردزاده، واروژان هاخباندیان و بابک افشار ؛ اما چنان که گفته شد، فیلم "حسن کچل" اساسا "موسیقی متن" به معنای شناخته شده آن ندارد. با این حال تصنیفهای کوتاه و بلند و ضربی آن از یاد نرفتنی است. نظیر این تجربه موزیکال را در "بابا شمل" نیز میشنویم اما نه به قدرت "حسن کچل".
بعد از وقوع انقلاب و زلزلهای كه در سینما و موسیقی پدید آوردو اینكه هنر سینما بود كه موسیقی را به خدمت گرفت و مجتبی میرزاده، كامبیز روشنروان و مجید انتظامی همراه منصور تهرانی از دنیای ترانه آمده و عدهای دیگر توانستند آثاری برای فیلمهای آن روزگار بسازند و عرضه كنند.
كمكم پای بابك بیات نیز به سینمای جدید ایران باز شد و فرهاد فخرالدینی با سریال «سربداران» یكی از نگینهای انگشتری موسیقی تصویری در این دیار را آفرید. او از دستگاه ایرانی نوا در قالب اركستر بزرگ بهره برده بود و یكبار دیگر آن بحث قدیمی (مبنی بر اینكه آیا موسیقی ایرانی اصولا به درد فیلم و سریال میخورد یا نه) را زنده كرد و بر حقانیت موسیقی سرزمین ما صحه گذاشت. اتفاق دیگر مهم آن سالها كه درواقع گونهای دیگر از شیوه ضبط موسیقی فیلم و سریال در ایران را پدید آورد، آفرینش موسیقی «زنگها» توسط علی غلامعلی بود. غلامعلی، برای تصنیف موسیقی این تولید حوزه هنری سازمان تبلیغات اسلامی شاید برای نخستین بار از كامپیوتر بهره برد. راهی كه فریبرز لاچینی، ناصر چشمآذر، گیتی پاشاییتهرانی و بسیاری دیگر آن را ادامه دادند و امروز سهلالوصولترین شیوه آهنگسازی در این حیطه محسوب میشود.
وقوع انقلاب 1357 و متعاقب آن محدودشدن دو دههای عرصه موسیقی در ایران به استفاده اجباری از موسیقی اصیل ایرانی (شاید در كنار فقط یكی دوگونه دیگر نظیر موسیقی نظامی و سمفونیك و موسیقی مذهبی) میتوانست نقطه عطفی در موسیقی فیلم در ایران ایجاد كند. این نقطه عطف جدای از معطوف شدن بیش از پیش پارهای از آهنگسازان قبلی فیلم و ترانه(بهسبب بروز شرایط جدید) به این حیطه، همانا احیای موسیقی ملی، اصیل، سنتی و در یك كلام دستگاهی ایرانی در سینما بود، اما به علل زیادی این مهم نهتنها میسر نشد، بلكه فقط در طی یافتن این توفیق اجباری در كل فضای موسیقی به زدن همان جرقههایی منجر شد كه در طول مسیر طبیعی سینما و تلویزیون ایران نظایرش را دیده بودیم (مانند گاو، داییجان ناپلئون، سوتهدلان و برخی آثار بعد از انقلاب.) حتی تلاشهای بهبار نشسته حسین علیزاده (بهعنوان استاد مسلم موسیقی ایرانی كه بر موسیقی اركسترال نیز تسلط دارد و با «دلشدگان» و «گبه» توانست موسیقی فیلمی به واقع ایرانی سینمایی را به تماشاگران سینما معرفی كند) نیز به فیلمها و سریالهایی كه خودش برای آنها موسیقی میساخت محدود ماند و دیگران فقط از شكل ظاهری آثار او نظیر همآوایی زن و مرد و تركیبهای عجیب و غریب آنها (با فضای موسیقی اثر و نیز فضای خود فیلم یا سریال) بهره بردند.
طبیعی بود كه در ابتدای انقلاب نیز دامنه تحریم موسیقی پاپ، شامل موسیقی پاپ بیكلام در سینما و تلویزیون نمیشد و آهنگسازان بیكار آن عرصه توانستند ملودیهایی را كه از ذهنشان برون میتراوید از طریق فیلم و سریال به گوش مخاطبان برسانند. بعد از سال 1377 نیز موسیقی كامپیوتری و دیجیتال آنچنان فراگیر و رایج شد كه دیگر فرصت ویژهای برای تكامل «موسیقی فیلم ایرانی» به مفهوم حقیقی آن و آنچنانكه شایسته دو هنر موسیقی و سینما در ایران است، متصور نیست. باقی میماند تلاشهای هر از گاهی هنرمندانی چون كامبیز روشنروان در فیلم «سفر به هیدالو» و دیگرانی كه پیش از این درخشیدهاند (نظیر فخرالدینی و علیزاده) یا استعدادهایی كه در راهند.
به دنياي زيباي نوستالژي موسيقي خوش آمديد.
۱- امروز با ديدن سريال سه دونگ سه دونگ شبكه تهران كه داشتند چيچو يا همون عمو پرويز وطني را به سنگكي آقا نصرت مي بردند ، آهنگ رضا موتوري گذاشته بودند كه با موتور خوش دست قديمي خود از زير بازارچه هاي قديمي مي گذشت ..... اما هزار افسوس ... رضا موتوري كجا و سريال آبكي سه دونگ سه دونگ كجا؟
۲- كريستوفر گانيك را مي شناسيد؟ تا به حال اسمش به گوشتان خورده ؟ اگه نمي شناسيد بدانيد كه گانيك انگليسي سازنده موسيقي ابتدايي ، متن و انتهايي سريال فاخر هركول پوارو است . هم اوست كه براي كارتون هاي مستر بين موسيقي ساخته است. اگه تا به حال به اين دو نوع موسيقي توجه نكرده ايد ، يكبار ديگر خوب گوش كنيد.
۳- اگه فرصت دست داد ، فيلم قديمي فارسي خاطر خواه را با بازي ناصر ملك مطيعي و فروزان را يك بار با دقت نگاه كنيد. متن فيلم و مضمونش مد نظرم نيست . خوب موسيقي متن را گوش كنيد. كاري است ماندگار از استاد موسيقي فيلم فارسي انوشيروان روحاني .... اطمينان دارم با يك بار گوش كردن موسيقي متن اين فيلم از دوستداران هميشگي انوشيروان روحاني خواهيد شد.
۴- فيلم محمد رسول الله و موسيقي متن آن كه از كارهاي موريس ژار فرانسوي است. وي براي اين كه نوا ها و نغمه هاي عربي را بيابد ، ۶ ماه تمام را در صحرا همراه اعراب باديه نشين بود تا به كُنهِ مضامين موسيقي صحرا دست يابد. او موسيقي متن ساخته و بعضي از امروزي ها هم موسيقي متن مي سازند ... واقعاً كه!!!
منتظر باشيد به زودي بر مي گردم.
گاهي وقت ها كه تنها مي شوم ، زمزمه ها و نواهايي از موسيقي بر زبانم جاري مي شود ، نواهايي كه من را به دوران زيباي كودكي مي برد. اولين آنها موسيقي سريال كارتوني بچه هاي مدرسه والت است.
و بعد موش كوهستان و حنا دختري در مزرعه و بل و سباستيان و سندباد و ....
چه روزهايي بود ... ما آواره و در به در از ترس بمباران هوايي شهر به شهر در حال فرار بوديم و ما كه كودك بوديم اين چيزا حاليمون نبود. كم كم جنگ تمام شد و كارتون ها جاي خود را به سريال هاي تلويزيوني داد . ارتش سري ، پوارو ، فيلم هاي دي دي آلماني و كوچك جنگلي و اشترليتس و ...
چه روزهايي بود ، دوران دانشجويي فرا رسيد و دوران خوابگاه و محدوديت ها و ... يادم نمي رود تنها در سالن فيلم مي نشستم و سريال هاي پوارو و خانم مارپل را مي ديدم.
دانشگاه تمام شد و دوران تدريس شروع شد و كم كم فيلم هاي قديمي در دلم جاي باز كرد .... اولين انها گنج قارون بود ، مخفيانه و دور از انظار عمومي و در خفا نوارهاي ويديويي را بهم مي داديم و رد و بدل مي شد ... بعدها سلطان قلبها و كوچه مردها و رضا موتوري و قيصر و ممل آمريكايي و .... انگاري سالها بود كه با اين فيلم ها آشنايي داشتم.
فردين شده بود بُت ، هنوز كه هوزه صداي گنج قارون نمي خوام ..... مال فراوون نمي خوام تو گوشمه ... بعد نوبت اسفنديار منفرد زاده شد و فيلم هايي از مسعود كيميايي كه براشسون موسيقي متن ساخته بود.... تنگسير ... دآش آكُل ... خاك و .... بعد نوبت به مرتضي حنانه رسيد با موسيقي هايي همچون هزار دستان و فرار از تله و .....
اين متن را نوشتم تا يادي از روزگار زيباي قديم بكنم ... روزگاري كه همه اش خاطره بود و هست ... تا ورق زدن برگي ديگر از نوستالژي موسيقي به خدا مي سپارمتون.
انوشيروان روحاني
پنجشنبه یکم مرداد ۱۳۱۹ در یک خانوادهٔ هنرمند، در رشت به دنیا آمد. انوشیروان روحانی پس از دو سال که مدّت مأموریت پدرش به پایان رسید، به اتفاق خانواده به تهران آمد و در سه سالگی یک ارگِ بادی دستی برای او خریدند. سپس با راهنمایی پدر و تداوم در راه فراگیری موسیقی، به شکلی پیشرفت کرد که در سن شش سالگی در «جامعه باربد» که به سرپرستی شادروان اسماعیل مهرتاش اداره می شد، برنامه هایی اجرا کرد که مورد تشویق مهرتاش و مدعوین قرار گرفت. روحانی در سن ۷ سالگی با راهنمایی های پدر، با نت آشنا شد و در همین اوقات وارد هنرستان موسیقی شد. در هنرستان موسیقی، جواد معروفی تعلیم وی را بر عهده گرفت.
روحانی از این تاریخ به بعد مدارج ترقی را به سرعت طی نموده و با آشنایی که پدر وی با عباس شاپوری داشت به رادیو راه یافت و در ارکستر شاپوری برنامه هایی اجرا کرد. در اولین جلسه ای که او را جهت اجرای برنامه به رادیو می برند به علت کوچکی و کوتاهی قد و قامتش، صبحی مهتدی او را روی صندلی گذاشت تا سازش به میکروفن نزدیک شود. اولین تانگوی اش را در سن ۶ سالگی ساخت و از سن یازده سالگی عضو روزمزد رادیو شد. تحصیلات آکادمیک موسیقی را در پاریس گذراند و اولین آهنگی که ساخت و در رادیو اجرا شد «اسرار ساز» نام داشت که پوران آن را خواند.
روحانی بیش از ۲۵ سال نداشت که عضو شورای موسیقی رادیو شد و تا آخرین سالی که در آن سازمان فعالیت داشت، این سمت را عهده دار بود. وی از اولین برنامه «گلها» با این برنامه همکاری فراوان داشت و رهبری ارکستر شماره ۸ به عهده او بود.
اولین بار در سال 1346 ارگ را وارد ایران کرد و به تدریس نواختن آن پرداخت. در اکثر آهنگهایی که در این دوران تصنیف کرد از ارگ استفاده کرد، به خصوص آن ارگ دو طبقه معروفش که زبانزد شد. مشهورترین آثار این دوران که در موسیقی ایران جاودان شد سلطان قلبها بود و البته گل سنگ. تا سرانجام با آهنگ "تولدت مبارک" محبوب عام شد، بعد از آن که سالها مورد احترام خاص بود
انوشیروان روحانی در همه کشورهای جهان کنسرتهایی برگذار کرده و خدماتش به موسیقی ایران قابل تحسین است. علاوه بر موسیقی در ورزش هم دستی دارد، سهل است، در قایقرانی و اسکی روی آب تخصصی دارد. خلبانی ورزیده هم هست. انوشیروان روحانی در سال 1340 با گیتی دریابیگی ازدواج کرد.
از آخرین آثار انوشیروان روحانی آهنگی است که گروه راک اسکورپینز با نام "شاید من، شاید تو" اجرا کرد و شرکتی فرانسوی آن را ضبط و پخش کرد. این آهنگ مدتی طولانی در ردیف نهم پرفروشهای دنیا بود. شاید تنها آهنگی باشد از هنرمندی ایرانی که در جدول بالاترین بیست ترانه وارد شد.
برای اطلاعات بیشتر میتوانید به وب سایت ایشان به آدرس زیر مراجعه کنید:
www.anoushirvanrohani.com


*- هفته بعد در مورد اين نابغه موسيقي فيلم فارسي برايتون صحبت خواهم كرد. چهره اش برايتان آشنا نيست؟
بابک بیات (۱۳۲۵-۵آذر ۱۳۸۵)-وی از نام داران موسیقی پاپ ایران است او از ۱۹ سالگی به اپرای تهران به عنوان خواننده ی تنور(tenor)و زیر نظر اولین و ثمین باغچه بان و نصرت الله زابلی موسیقی کلاسیک غربی را فرا گرفت)کتاب مردان موسیقی سنتی و نوین ایران زیر عنوان بابک بیات).پس از پنج سال با استادمحمد اوشال آهنگساز و رهبر ارکستر جاز فولکوریک آشنا شد و نزد وی هارمونی و آکومپانی مان را فرا گرفت(سایت بابک بیات). بابک بیات از همان دوران کودکی در محله های غربی منطقه ی چهارده تهران(چهار صد دستگاه- شکوفه-خیابان کرمان)دوستی نزدیکی با بزرگ ترین ترانه سرای ایرانی(دکترایرج جنتی عطایی) داشت. در حقیقت بیات و جنتی هم کاری هایشان قله های موسیقی پاپ است و این هم دلی عمیق آن ها بود که آنان را به ناب ترین ترانه ها رساند .

ايرج جنتي عطايي شاعر و ترانه سرا و نمايشنامه نويس که از دوران کودکي تا قبل از انقلاب با بابک بيات همگام با هم موسيقي ترانه را ادامه دادند، در زندگي بيات و خانواده اش بسيار موثر بود . اين دوستي به ساخت ترانه هاي بسياري از جمله : غريبه، جنگل، بن بست، خونه، فرياد زير آب، علي کنکوري، تپش، خاتون، سايه، خورجين (بانوي شرقي)، فصل بد خاکستري (روح بزرگوار)، سقف، هيچ کسي مثل تو نبود، طلايه دار (اي بزرگ موندني) و بسياري ترانه هاي ديگر منجر شد.بابک بيات موسيقي فيلم را با فيلم غريبه که با همراهي واروژان ساخته شد، شروع کرد. بعد از فيلم غريبه، بيات موسيقي فيلم هاي : خوشيد در مرداب، شب آفتابي ( با ترانه عروسک قصه من)، برهنه تا ظهر با سرعت، فرياد زير آب، سريال چنگک و بسياري موسيقي بيلم هاي ديگر را ساخت.
بعد از پيروزي انقلاب بابک بيات فعاليت موسيقي را در شرکت ابتکار، همراه با دوستش ابراهيم زال زاده و با کاست قاصدک، زندگينامه صمد بهرنگي و به صورت ترانه هاي کودکانه خانم سيمين غديري آغاز نمود. پس از آن کاست خروس زري پيرهن پري را به همراه احمد شاملو و کاست هاي سکوت سرشار از ناگفته هاست و چيدن سپيده دم را با صداي احمد شاملو موسيقي ساخت. بابک بيات موسيقي فيلم را در بعد از انقلاب با فيلم مرگ يزد گرد ساخته بهرام بيضايي شروع کرد و در سال 1362 موسيقي فيلم هاي نقطه ضعف و ريشه در خون را ساخت و در سالهاي بعد براي فيلم هاي شايد وقتي ديگر و مسافران ساخته هاي بهرام بيضايي, سريال سلطان و شبان, کشتي آنجليکا، عروس، پرده آخر، طلسم، مرسدس، جهان پهلوان تختي، دستهاي آلوده، اتوبوس، قرمز، دو زن، شيدا و در حدود 90 فيلم سينمايي موسيقي نوشته است و آخرين سريالي که وي براي آن موسيقي ساخته است سريال ولايت عشق است.
بابک بيات در سال 1369 پس از چند بار کانديد بودن براي موسيقي فيلم بالاخره اين سال وقتي که از پنج کانديد موسيقي فيلم سه بار نام او را اعلام کردند جايزه سيمرغ بلورين فجر را براي فيلم عروس دريافت کرد. همچنين در سال 1375 وقتي که از بين چهار کانديد دو بار نامش اعلام شد، مجددا سيمرغ بلورين را دريافت نمود.در خانه سينما براي فيلم ساحره جايزه اول موسيقي فيلم را دريافت کرد. در جشن گزارش فيلم جايزه بهترين آهنگسازي را براي صد سالگي سينما از آن خود کرد. در سال 1381 در مراسمي که در شيراز برگزار شد از بابک بيات و چهار هنرمند بزرگ ديگر ايران تقدير به عمل آمد.همچنين در همين سال و در مراسمي ديگر از بابک بيات به خاطر يک عمر تلاش در زمينه ترانه ايران تقديد شد که در اين مراسم پيامهايي از ايرج جنتي عطايي، بهرام بيضايي و... قرائت گرديد. ز ديگر فعاليتهايي بابک بيات در اين سالها ساخت قطعه کرال و ارکسترال "سرزمين خورشيد" بود، که در سال 1376 توسط ارکستر سمفونيک تهران و به رهبري استاد "فريدون ناصري" اجرا شد.
بابک بيات در کنار ساخت موسيقي، حدود هشت سال در دانشگاههاي تهران مشغول به کار بوده و موسيقي فيلم تدريس مي کرد. وي هميشه از دوستانش مانند محمد اوشال، ايرج جنتي عطايي، خسرو شريف پور و مهندس فريدون حميدي و ... که مشوق او بودند ياد مي کند. از دوستي اش با ايرج جنتي عطايي و خاطراتشان، از سفرش با احمد شاملو به کشور سوئد که موسيقي اش صداي شاملو را در شبهاي شعر در کنسرت هوست و چند جاي ديگر که به چند ماه انجاميد همراهي مي کرد، و از خاطراتش با نصرت رحماني : "زندگي بازي است، ما خود صحنه مي سازيم تا بازيگر بازيچه هاي ديگران باشيم، واي زين برد روان فرساي، من بازيگر بازيچه هاي ديگران بودم، گرچه مي دانستم اين افسانه را از پيش، زندگي بازي است. و زمزمه مي کند شاملو را که : "همه لرزش دست و دلم، از آن بود که عشق پناهي گردد، پروازي نه گريزگاهي گردد، آي عشق آي عشق چهره آبيت پيدا نيست."عاقبت اين سلطان موسيقي در ۵ آذر ۱۳۸۵ در بيماستان ايرانمهر تهران دارفاني را وداع گفت.
موسيقي فيلم
-
تنها مرد محله (1351)
-
شيرتوشير (1351)
-
کيفر (1352)
-
خورشيد در مرداب (1352)
-
هياهو (1353)
-
مسلخ (1353)
-
تنها حامي (1355)
-
فرياد زير آب (1356)
-
برهنه تا ظهر با سرعت (1355)
-
مرگ يزد گرد (1360)
-
نقطه ضعف (1362)
-
سلطان و شبان (مجموعه، 1362)
-
راه دوم (1363)
-
ريشه در خون (1363)
-
مترسک (1363)
-
آتش در زمستان (1364)
-
ا توبوس (1364)
-
جستجو در شهر (1364)
-
صاعقه (1364)
-
ترنج (1365)
-
تشکيلات (1365)
-
طلسم (1365)
-
ايستگاه (1366)
-
شايد وقتي ديگر (1366)
-
شکار (1366)
-
گاويار (1366)
-
گمشدگان (1366)
-
مزدوران (1366)
-
مکافات (1366)
-
ويزا (1366)
-
شاخه هاي بيد (1367)
-
شب حادثه (1367)
-
عروسي خوبان (1367)
-
کشتي آنجليکا (1367)
-
تمام وسوسه هاي زمين (1368)
-
دستمزد (1368)
-
دوسرنوشت (1368)
-
شب مکافات (1368)
-
شنا در زمستان (1368)
-
گل سرخ (1368)
-
پرده آخر (1369)
-
عروس (1369)
-
دو فيلم با يک بليط (1369)
-
آقاي بخشدار (1370)
-
بهترين باباي دنيا (1370)
-
عشق من، شهر من (1370)
-
قرباني (1370)
-
مار (1370)مسافران (1370)
-
موتو (1370)
-
خوش خيال (1371)
-
روز فرشته (72/1371)
-
تماس شيطاني (1371)
-
آتش در خرمن (1371)
-
افعي (1371)
-
بيا با من (1371)
-
ديدار (1372)
-
جنگ نفت کشها (1372)
-
عروسي خون (1373)
-
روز شيطان (1373)
-
توفان (1374)
-
سرزمين خورشيد (1375)
-
ديپلمات (1375)
-
حرفه اي (1375)
-
مردي شبيه باران (1375)
-
پهلوانان نمي ميرند (مجموعه، 1375)
-
مرسدس (1376)
-
جهان پهلوان تختي (1376)
-
ساحره (1376)
-
قرمز (1377)
-
معصوم (1377)
-
فرياد (1377)
-
دوزن (1377)
-
شيدا (1377)
-
ولايت عشق (مجموعه، 1378)
-
دستهاي آلوده (1378).
وي در طول عمر هنري خود آهنگ سازي ترانه هاي زير را انجام داد.
خشایار اعتمادی :
-
همسفر
-
بهونه
-
دیباچه
-
نوای غربت
-
منجی
-
دلشوره
مهران مدیری :
-
پنجره
هاتف :
-
خسته نشو
سیمین قانم :
-
مرد من
گیتی :
-
آشپزخونه
عارف :
-
فضای تهی
-
مادر بزرگ
-
پرنده مهاجر
ستار :
-
مرثیه
-
شهر غم
-
شب و دیوار
-
خانه به دوش
گوگوش :
-
انگشتر
-
یک نفر یه روز میاد
-
سقف ( کتیبه )
-
مثل تو
ابی :
-
تپش
-
خورجین ( بانوی شرقی )
-
خاتون
-
سبد
-
مولای سبز پوش
-
تو کی هستی
-
شب زخمی
-
سایه
-
خاکستری
داریوش :
-
پسرم
-
پنجره ( علی کنکوری )
-
رسول رستاخیز
-
عروسک ( شب آفتابی )
-
طلایه دار
-
بن بست
-
خونه
-
شهر غم
-
خورشید خانوم
-
فریاد زیر آب
-
جنگل
-
چی بگم
-
هم غصه
-
با شما آیندگانم
-
بغض
-
دلم میخواد گریه کنم ( رازقی )

در روزهای پایانی شهریور سال ۱۳۵۶ قلبی از تپش ایستاد که ملودیها و تنظیمهای جاودانهاش هنوز در خاطره جمعی ایرانیان حفظ شده است؛ ترانههایی چون: بوی خوب گندم با صدای داریوش، پل با صدای گوگوش، شبزده با صدای ابی .....واروژن هاخبندیان ملقب به «واروژان» در سال ۱۳۱۵ در خانوادهای ارمنی متولد شد. در دو سالگی مادرش را از دست داد. بعد از اتمام تحصیلات مقدماتی، وارد مدرسه عالی موسیقی تهران شد و زیر نظر آموزگارانی چون: روبن، گریگوریان ولودویک وازل موسیقی را فرا گرفت. پس از پایان این دوره، با بورسیهای که از رادیو و تلویزیون آن سالها گرفت، راهی ینگه دنیا شد. واروژان در آمریکا مشغول به تحصیل در رشتهی «آرانژمان موسیقی و تنظیم آهنگ» شد و در سال ۴۳ به ایران بازگشت.در سال ۱۳۴۷ برای اولین بار برای فیلم «جهنم سفید» به کارگردانی «ساموئل خاچیکیان» موسیقی نوشت.در ادامه در فیلم «حسن کچل» ساختهی «علی حاتمی» (۱۳۵۰) که به عنوان اولین فیلم موزیکال سینمای ایران شناخته شده، همراه با بابک افشار، پرویز اتابکی و اسفندیار منفردزاده، موسیقی متن این اثر را خلق کرد. در این فیلم عهدیه، کوروس سرهنگزاده، مهتاب، سوسن و افشین آواز خواندند.در سالهای ابتدایی دههی پنجاه، ذائقهی موسیقی روزایران کمکم به سمت موسیقی پاپ تمایل پیدا کرد و «واروژان» سلطان بیرقیب این نوع موسیقی گردید. وی چه با ساخت ملودی و چه تنظیم آثار دیگران، صاحب شناسنامهای پربار در این حیطه شد. واروژان برای اولین بار روی ترانهی «بدرود» ایرج جنتی عطایی و صدای ویگن، ملودی ساخت و آن را تنظیم کرد.زندهیاد «بابک بیات» دربارهی آهنگسازی «واروژان» میگفت:به جرأت میتوانم بگویم که واروژان یک عمر در موسیقی ایران جاری است. او یک عمر زحمت کشید تا در موسیقی ترانهای مملکت ما لحظههای زیبا خلق کند.بسیاری از تنظیمکنندگان موسیقی ایران که بعد از واروژان شروع به کار کردند، راه واروژان را ادامه دادند. او آن قدر بیعقده بود که پیشرفت هر هنرمندی، او را خشنود میکرد. یادم میآید وقتی موسیقی فیلم «برهنه تا ظهر با سرعت» را به تنهایی میساختم، او مرتب نگران من بود که مبادا نتوانم کارخوبی ارائه دهم. ولی وقتی موسیقی فیلم را شنید، از جا بلند شد، مرا بوسید و گفت که معلوم است خیلی زحمت کشیدهای! و این بوسه و این جمله برای من جاودانه شد...»
ازمشهورترین ساختههای او میتوان به این ترانه ها اشاره کرد:
آهنگ و تنظیم:
-
بوی خوب گندم - ترانهسرا: شهیار قنبری؛ خواننده: داریوش
-
هفته خاکستری -ترانهسرا: شهیار قنبری؛ خواننده: فرهاد
-
حرف -ترانهسرا:شهیار قنبری؛ خواننده: گوگوش
-
شام آخر -ترانهسرا: شهیار قنبری؛ خواننده: ستار
-
پل -ترانهسرا:ایرج جنتی عطایی؛ خواننده: گوگوش
-
برادر جان-ترانهسرا: ایرج جنتی عطایی؛ خواننده: داریوش
-
کندو- ترانهسرا: ایرج جنتی عطایی؛ خواننده: ابی
-
باور کن- ترانهسرا: ایرج جنتی عطایی؛ خواننده: گوگوش
-
فصل تازه- ترانهسرا: زویا زاکاریان؛ خواننده: گوگوش
-
شب زده - ترانهسرا: زویا زاکاریان؛ خواننده: ابی
-
گهواره - ترانهسرا: زویا زاکاریان؛ خواننده: گوگوش
و مشهورترین تنظیمها:
-
قصهی دو ماهی:ترانهسرا: شهیار قنبری، آهنگساز: بابک افشار، خواننده: گوگوش
-
جمعه :ترانهسرا: شهیار قنبری، آهنگساز: اسفندیار منفردزاده، خواننده: فرهاد
-
مرد تنها :ترانهسرا: شهیار قنبری، آهنگسازاسفندیار منفردزاده، خواننده: فرهاد
-
جنگل :ترانهسرا: ایرج جنتی عطایی، آهنگساز: بابک بیات، خواننده: داریوش
-
بنبست :ترانهسرا: ایرج جنتی عطایی، آهنگساز: بابک بیات، خواننده: داریوش
-
گنجشکای خونه : ترانهسرا:اردلان سرفراز، آهنگساز:شماعی زاده، خواننده: گوگوش
-
مرداب : ترانهسرا: اردلان سرفراز، آهنگساز: شماعی زاده، خواننده: گوگوش
-
دو پنجره :ترانهسرا:اردلان سرفراز، آهنگساز: شماعی زاده، خواننده: گوگوش
عمدهترین آثار در سینما:
-
دشنه : فریدون گله، ۱۳۵۱
-
صبح روز چهارم : کامران شیردل، ۱۳۵۱
-
فدایی : رضا علامهزاده ۱۳۵۱
-
غریبه : شاپور قریب، ۱۳۵۱
-
شهر قصه : منوچهر انور، ۱۳۵۲
-
ذبیح : محمد متوسلانی، ۱۳۵۴
-
شب غریبان : فرزان دلجو و امیر مجاهد، ۱۳۵۴
-
همسفر : مسعود اسداللهی، ۱۳۵۴
-
نازنین : علیرضا داودنژاد، ۱۳۵۵
-
سریال سلطان صاحبقران (علی حاتمی)
-
سریال طلاق (مسعود اسداللهی)
واروژان در شهريورماه سال 1356 ، درحال ضبط موسیقی فیلم «بر فراز آسمانها»، سکته کرد و روز 25 شهريور ماه 1356 بعد ازده روز بستری بودن در بيمارستان جم تهران در سن 42 سالگی در گذشت و یک روز بعد درگورستان ارامنه خاوران توسط دوستان و آشنايان به خاک سپرده شد و موسیقی ايران يکی از ارکان اصلی و بی تکرار خود را از دست داد.

